سلام به صدف زندگیم امیدوارم حالت خوب خوب باشد
میدانم که هنوز ناراحتی ولی خودت را شاد نشان دادی
الهی دیگه ناراحت و غمگین نباشی و عمیقا بخندی دیروز
هم به نیتت پدر و مادرت که ان شاءالله سایه شان از سرت کم نشود
ولی دیگه درسته کار داشتی ولی میشد تو این 35 روز 10دقیقه برای دیدنشان
وقت میگذاشتی امیدوارم از دستت ناراحت نشده باشند 
وای دیشب چه مهمانها ی با نمکی بودند مخصوصا آقا عباس یک گلوله نمک بود
چقدر قشنگ صحبت میکرد خدا حفظش کند وای اون آقای دیگه که میخواست بره
فضا خوش به حالش من هم از کودکی خیلی دوست داشتم بروم وببینم تو فضا چه شکلی
است و همیشه کتابهایی در این زمینه می خواندم ان شاءالله به امید خدا که بر میگردد
وای اون مهمان دیگر چقدر بانمک تا حالا شهر ندیده بود چقدر فکرش راحت است وقتی
وارد شهر شده چقدر قیافه اش دیدنی بوده خوش به حال این آدمها که با طبیعت زنده هستند
ودغدغه آدمهای ماشینی را ندارند چقدر دیدنشان لذت بخش و مسرت انگیز بود دستت درد نکند
همچنین تک تک دوستانت که خیلی زحمت میکشند برایتان بهترین ها را آرزومندم
:: برچسبها:
دلنوشته لحظه قرار عاشقی,